أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
579
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مردى بايد بلندهمّت مردى * زين تجربه كردهء فلك پروردى 363 مرغى كه سپهر بود پرواز كهش * آخر به هواى دانه در دام افتاد 97 مركبش آن نهنگ دريايى * كه به صرصر نموده همپايى 355 مزاج آب شد چون طبع پولاد * ز جوهر داد امواجش نشانه 318 مزارعپيشه مرد دهقنتجوى * فقير خاك شوى مسكنتخوى 216 مزعفر به دل كرده پيوند خويش * حلاوت به جان داده از قند خويش 213 مسافران بيابان درد مىدانند * كه راه باديه پيدا ز استخوان منست 200 مشخص نمايند كز نيك و بد * چه باشد غلامان شه را عدد 89 مصالح چو طيّار بود اوستاد * بنايى برافراخت ذات العماد 139 مضل بود گهگه ضلالتگراى * گهى گمره و گاه گمرهنماى 240 معاذ اللّه اين خودنمايى چراست * عفا اللّه چنين تيرهرايى چراست 72 مقامش منزلى زين سبز طارم * كه گردد حلقهيى در چرخ چارم 356 مقام عجب ديد جنّتسرشت * هوايش نسيمى ز باغ بهشت 246 مقامى كه در وى بود روز و شب * زمين تلخكام و گيا خشكلب 188 مگر از هيأت افلاك قياسش گيرند * زانكه همسايهء خورشيد بود ديوارش 219 مگر كردى مقام از بىشكوهى * فراز شاخسار گاو كوهى 253 مگر كه مادر بختم شكسته بود انگشت * كه از مراد تهى باد دست فرزندم 186 مگر گردى از بيم آن كارزار * از آن رخنهها جان دشمن فرار 162 مگو پاى عزّت بر افلاك نه * بگو روى اخلاص بر خاك نه 155 ملك دشمن را ز روى دينپناهى فتح كرد * زان سبب تاريخ آن شد « فتح شاه دينپناه » 347 منتهى باشد آن جمال جميل * كامد از سدره بر پر جبريل 10 منه دل برين كهنهدير دنى * كه از وى بود نيك و بد رفتنى 58 مهر اوج پادشاهى ماه برج اقتدا * نوربخش از پرتو رويش نجوم اهتدا 304 مهر گيتىفروز سر برداشت * صفحهء صبح در برابر داشت 109 مهرهء ساق نيّر افلاك * زنگشان نغمهء سنج مهرهء خاك 355